فوری
پشت پرده رشوه دو میلیون دلاری در پتروشیمی نگین مهستان! تاراج اموال ملت؛ کلاهبرداری در پتروشیمی سروش مهستان! از راننده اتوبوس تا مدیر عامل پتروشیمی: یک داستان جنجالی استثنائات قانون؛ آقازاده‌ها در دایرهٔ ایمنی فساد در پتروشیمی: نوکر برادر عماد در تیررس افشاگری‌ها فساد در صندوق ذخیره فرهنگیان: تبانی و خرید صندلی‌های مدیریتی پتروشیمی نوری؛ قهرمان یا متهم به فساد؟ دلالی‌های پنهان در خرید توربین‌های زیمنس: پشت پرده پتروشیمی زاگرس
گزارش ویژه

مدیرعامل در آستانه خداحافظی: بازی تمام شده است!

مدیری که سال‌ها در اوج قدرت بوده، حالا با رفتارهایی کودکانه، به دنبال تمدید دوران مسئولیتش است. آیا او واقعاً می‌تواند با این شیوه، زمان را به عقب برگرداند؟

چگونه ممکن است مدیری که سال‌ها در بالاترین جایگاه‌ها خدمت کرده، با صدور حکم پایان مسئولیت، رفتاری شبیه کودکی پیدا کند؟ در این لحظهٔ حساس، او به مانند کودکانی است که وقتی مادرشان می‌گوید «وقت بازی تمام شده»، با پا کوبیدن و گریه، منتظر می‌مانند شاید پدر اجازهٔ ادامه بازی را بدهد.

آیا واقعاً ماندن بر صندلی مدیرعاملی به هر قیمتی این چنین ضروری است؟ آیا حس مالکیت بر این منصب، او را به این مرحله از رفتار کودکانه کشانده است؟ در شرایطی که دیگران به دنبال پیشرفت و تغییر هستند، اینگونه ابراز احساسات به چه معناست؟

این پرسش‌ها نه تنها دربارهٔ او، بلکه دربارهٔ همهٔ کسانی که در قدرت هستند، مطرح می‌شود. آیا واقعاً می‌توان با این شیوه‌ها و رفتارها به بقای خود در عرصهٔ مدیریت امیدوار بود؟ یا اینکه این تنها یک نشانه از ضعف و ناتوانی در پذیرش تغییرات و واقعیت‌های جدید است؟

اخبار مرتبط